PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زندگی نامه Marshal SA33D



SA33D
04-01-2009, 02:23 PM
سلام به همه گفتم حالا که بن شدم قسمتی از زندگیم تو بازی براتون بگم

من مثل اکثر بچه ها زیاد تو بحث شرکت نمیکردم کار و تمرین خودمو میکردم کاری به بقیه نداشتم وقت شرکت در بحث ها نداشتم تا ابنکه وقتم ازادتر شد یکم درگیر بازی شدم همینجور که با بچه ها اشنا میشدم نسخه یک بازی اومد که دیگه بازی حساس شده بود و جدی تر گرفته بودم

توی نسخه یک شاید جذاب ترین چیز جنگ چین بود



یادمه 1شب مقاله ها میخوندم دیدیم 1نفر مقاله زده جنرال و مارشال دنیا معرفی کرده اخرشم افسوس خورده بود چرا ما از اینا نباید داشته باشیم که بگیم ایران هم داره ؟
دقیقا یادمهچند شب نخوابیدم گفتم باید مارشال بشم تا ایران هم مارشال داشته باشه

با کمک دوستان 3 شب تلاش جنرال شدم یادمه اتیلا نصف شب مقاله داد

نمیخوام حرف تکراری بزنم اما وقتی دیدم همه خوشحال شدن و افتخار میکنن واقعا بهترین لحظه زندگیم تو این بازی بود

بعدش از کشور های دیگه پیغام دادن بیا اینجا ما کمک میکنیم مارشالهم بشی . پیشنهاد رد کردم .
تو جنگ چین شرکت کردم از یک جهت برای ایران بود از جهت دیگه برای رفاقتی که با یکی از بچه ها داشتم .

اینو اضافه کنم که
تقریبا روی چهار نفر از بچه هاکه نمیخوام اسم ببرم خیلی حساس بودم یعنی یکجورایی رفاقت به تمام معنا بود البته دو طرفه
که بعد توضیح میدم چجوری این رفاقت به *** رفت :D

جنگ شروع شد همزمان پیغام های زیاد مردم که میگفتن ما نه پول داریم نه شرایطی که برامون گذاشتن داریم که دولت بتونه پول بده یادمه 1نفر پیغام داد و گفت 1کم از شرایطی که گذاشته شده کمترم و دولت نمیتونه پولی بده الان بغض کردم و دعا میکنم موفق بشی 2تا اسلحه هم با حقوق 20 روز کار کردنم گرفته بودم که دادم بهت اگه باهاش بجنگی واقعا خوشحال میشم


یک دفعه به خودم اومدم گفتم تو مگه خونت از اینا رنگین تره که باید بجنگی اینا نگاه کنن اونم جنگی که همه ارزوشو داشتن .
هرچقدر تونستم گلد دادم بقیه هم برن جنگ شرکت کنن بعد دیدم تعداد بالاس دیگه نمیتونم گفتم چیکار کنم که دولت تحریک بشه اخه مردم به چه امیدی بازی کنن ؟ یکم فکر کردم و گفتم بهترین کار اینه که مقاله بدم و بگم چرا به فلان کس گلد اضافه دادین اما به اونایی که شرایط ندارن ندادین چون جنرال هم بودم مردم منو قبول داشتن که دولت جوابی نداد اما سعید دست به کار شده بود داشت کم کم گلد میداد ولی گلد بیشتری نیاز بود که به من 250 گلد دادن منم گفتم اینو بین مردم پخش میکنم و شما هم گلد به ادمای بیشتری بدین که مخالفت شد من و چندتا از بچه ها تصمیم گرفتیم نجنگیم تا دولت گلد بده یادمه دیوار هم وضعیت خوبی نداشت که یکی از دوستان که جنگ شروع کرده بود به همه پیغام داد که اگر در این جنگ شکست بخوریم بازی ترک میکنم از یک طرف مردم بودن که به خاطر اونا نجنگیدیم تا دولت گلد بده بهشون از یک طرف هم این دوستمون میخواست از بازی بره که من گفتم بریم بجنگیم یه جورایی رفاقت به مردم ترجیح دادم که درست و غلط بودنش اون زمان نمیتونستم تشخیص بدم و رفتیم همش میگفتم ابروم رفت دولت به مقاله من توجه نکرد که چندتا از بچه ها گفتن سعید بهشون گلد داده همین طور هم شد دولت جدید به ناچار مجبور شد شرایط دادن پول پایین بیاره که ادم های بیشتری پول بگیرن . با اینکه اصل کار من اشتباه بود نباید مقاله میدادم اما تقریبا همه داشتن میجنگیدن و همه هم خوشحال بودن دولت میتونس نده یعنی منطقی بود که نده ولی داد اخه هرچقدرم درجه داشته باشه واسه کشور بازم برای یک دولت خرج کردن این رقم یکم ترس داره و منطقی نیست ولی در عوض همه جنگیدن و همه روحیه صد برابر برای ادامه بازی داشتن که واقعا فشار زیادی روی گنده بود و شاید 2500 گلد که مصرف شد یه جورایی من باعثش بودم میتونس خرج کمتر از اینا باشه خدا منو ببخشه !

یه هر زحمتی بود تا صبح جنگیدیم و بردیم چند نفر جنرال شده بودن منم مارشال شدم همه خوشحال بودیم اما ما خوشحال بودیم که دوستمون از بازی نرفت فردای ان روز بچه ها پیغام دادن فلانی ازت تشکر نکرد ؟ گفتم مهم نیست که رفیقیم مهم اینه که اینجاس اما شاید مشکل از اینجا ها شروع شد و روز به روز بدتر تا اینکه جنگ بعدی چین بود که من تمام روز دانشگاه بودم روز قبلش یکی گفت دوستت میخواد فردا که تو نیستی اینجا انقلاب کنه و هیرو بشه منم باور نکردم فردا شب رسیدم دیدم همینطور شده برام مهم نبود چون من روسیه ازاد کرده بودم با 20هزار ضربه برام کاری نداشت پنج هزار بزنم هیرو بشم تو چین اما نزدم از این ناراحت بودم که به من نگفته بودن که اختلاف ها از اینجا شروع شد و بزرگ و بزرگ تر شد تا جایی که تو پاکستان علنا دعوا میکردیم و این دعوا هم من یک طرف و 3تا از دوستان هم یک طرف . به جریان پاکستان نمیخوام اشاره کنم اما این دعوا چهار نفره شاید اغاز بعضی از اختلاف نظر های الان شد


ادامه دارد...


اگر اشکالی در مقاله هست ببخشید همیشه در انشا نوشتن ضعیف بودم ;-)):-s

Reza_Mk
04-01-2009, 02:33 PM
آقا
اسم كتاب رو چي ميگذاري ؟
چند فصل هست ؟
آخرش شاده يا غم انگيزه ؟

S a f a 6 4
04-01-2009, 02:40 PM
من اون 30-35 تا اصلحه q4 داشتم که حاصل پسنداز کل بازیم بود که تو جگ چین همش و تقسیم کردم بین بچه ها تا بجنگن
حتی یدونشم خودم استفاده نکردم
خداییش خیلی برام زور داش که امروز بهم گفتن که من از این و اون رشوه گرفتم

ParsiKade
04-01-2009, 02:42 PM
منتظر ادامه ایم :d

ashi_bomba
04-01-2009, 02:47 PM
سعید دلم برات تنگ شده هم تو فروم ها هم تو بازی راستی لینک فروم جدید قافیه رو بهم بده یادم رفته :دی

SA33D
04-01-2009, 03:55 PM
من اون 30-35 تا اصلحه q4 داشتم که حاصل پسنداز کل بازیم بود که تو جگ چین همش و تقسیم کردم بین بچه ها تا بجنگن
حتی یدونشم خودم استفاده نکردم
خداییش خیلی برام زور داش که امروز بهم گفتن که من از این و اون رشوه گرفتم

گفتم که تو جنگ چین واقعا اونایی که جنگ نکردن هر چی داشتن بخشیدن به ما از کار ما هم با ارزش تر بود


ممنون از اینکه خوندین اینو امیدوار شدم بقیشو بنویسم البته پیشنهاد دادن این طرح بخرن ازم باید فکر کنم این نویسنده هری پاتر هم در خواست همکاری کرده واقعا موندم با اینهمه پیشنهاد چیکار کنم
اخر کتاب هم سعید عین هری پاتر میمیره:-s


راستی اشکان اگه ادرس جدید پیدا کردی به منم بده

Mihan_Parast
04-01-2009, 04:09 PM
درود بر آریا و آریایی
آقا تو 1000 فصل و 1000 جلد بذار این زندگی نامه رو، فقط وسطش پیام بازرگانی نذار که میره رو اعصاب آدم.

خونت که یه خورده رنگینتر و تیره تر هست، اون هم تاثیرات شبگردی بودنته!!!!

اتفاقا من از داستان هایی خوشم میاد که آخرش معلوم نیست، هرچی جلوتر میری یه حدس میزنی ولی بعد میبینی حدسی که زدی اشتباه بود. اینقدر دوست دارم :xxxxxxx

ameri
04-01-2009, 04:30 PM
خودت *** رو فیلتر کردی ؟

Reza_Mk
04-01-2009, 04:37 PM
درود بر آریا و آریایی
آقا تو 1000 فصل و 1000 جلد بذار این زندگی نامه رو، فقط وسطش پیام بازرگانی نذار که میره رو اعصاب آدم.

نميشه كه
پس از كجا مخارج در بياره ؟

SA33D
04-01-2009, 05:35 PM
ameri
نه من ادیت نکردم البته با من لج هستن دیگه تو بازی زورشون به من نرسید اینجا شاخ شدن البته اینجا هم فکر نکنم زورشون به من برسه امتحان کنیم ؟ :d

drfoad
11-01-2009, 09:57 PM
ای ول یادجنگ پاکستان افتادم :t5:
اولین بار بود اونجا می جنگیدم
آقا قسمت بعد رو کی تعریف می کنی؟

nabeghe
12-01-2009, 11:10 AM
متظریم:clap::y:

imdo
13-01-2009, 03:27 AM
یادش بخیر.حتما ادامه بده.
یادته وسط جنگ من پی ام دادم که اسلحه ندارم یه کمکی بهم بکنین؟
من فکر میکردم از طرف دولت هستی واسه همین اون پیغام رو دادم.
در جواب هم شما به من گفتین: حالت خوبه؟ من هیرو جنگم همه به من اسلحه میدن که من بجنگم.
:d:

SA33D
14-01-2009, 09:36 AM
حالا تابلو نکن خب اسلحه نداشتم بدم دیگه بقیه برام میفرستادن :دی


در ضمن ممنون از لطف دوستان بعد از امتحانات دانشگاه قسمت بعدی مینویسم

HossianShirazi
14-01-2009, 10:06 AM
خوب بقیش کو مارشال سعید.

من اون زمان نفهمیدم که چی شد که یهو اومدن به اکثر کسانی که تو چین جنگیده بودن کمک کردن!!!!!!!!!!

یک جمله تو GTA توسط Big Smoke هست که میگه:
they always keep playa down.
کلاً Big Smoke اون وسط حرفهای خیلی جالبی میزنه من ازش خیلی خوشم اومد و اگر دست خودم بود آخر بازی نمیکشتمش.



و در ضمن من هم همین الآن هر ازگاهی فکر میکنم که این هیروها تو راه اندازی جنگ نقشی دارن و وسوسه میشم برای گرفتن کمک باهاشون تماس بگیرم.

ولی برام جالبه دولت چرا به شما 250 گلد داده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی تو ایریپابلیک داره گروها های جدیدی شکل میگیره مثل SAFE و یک گروه دیگه هم تو آتلانتیس دیدم داره شکل میگیره.
اگر عده ای از ما هم یک گروه اونجوری تشکیل بدیم خیلی خوبه.نه؟

motahar
14-01-2009, 10:06 AM
سعید تو هر چی مینویسی بازم نوشته هات صفره http://qsmile.com/qsimages/246.gif

ولی خداییش آخه چرا http://qsmile.com/qsimages/258.gif

بابا بیا ادامه بده دیگه ملت در کف موندن http://qsmile.com/qsimages/272.gif

saman_777
16-01-2009, 01:25 PM
جالب بود!!خاطرات باحالی بود!!منتظر بقیشیم!