Goldsky
01-08-2010, 05:05 AM
سلام
اول بگم چی شد که تصمیم گرفتم این خاطره رو بنویسم ... پاسی از نیمه شب گذشته بود که یکی از بچه های فروم به من گفت که میخواد با اولین پرواز بیاد اهواز و خلاصه نفله مون کنه ! :t5:وقتی بهش گفتم ، به کدامین گناه :4ya:، تو یه جواب گفت آفریقا :hexer:... اون موقعه بوود که همه ی خاطرات 2 سال پیش برام زنده شد :hehe:... فک کنم آگوست 2008 بود که دیدم رئیس جمهور آفریقا با 8 تا وت اومده بالا ... اون زمان حداقلش 60-80 نرمال بود ... بگم که مقاله تون به 1 وت تاپ ریت میشد ... ما هم اونموقعه تازه اومده بودیم تو بازی ، گرم بودیم ... باید این انرژیمون رو یه جایی خالی میکردیم :84:... دیدم این آفریقا که صاحاب نداره ... یه 600 گلد بی زبون واسه چی بمونه تو خزانه اش الکی ... همینجوری الکی ، الکی 25 تایی شدیم تصمیم گرفتیم بریم آفریقا :banana:... قرار بودم من سی پی شم :yes:;-))... اگه از نظر اطلاعاتی بخوایم بررسی کنیم ، یکی از بی نقص ترین عملیات های کودتایی تاریخ ارپابلیک بود :1522::trenchcoat:... یکم که گذشت دیدیم تنها نیستیم .. یه سری سوئدی و کروات هم هستن :swear1:... ولی نمیدونستن ما هستیم ...
هی روزگار ... داریم به قسمت گریه آورش نزدیک میشیم :-j.. یه ایرانی ... حیفه ایرانی :no1:... لومون داد ... خود احمقش هم نفهمید ما چند نفریم فقط اسمه 8 نفر رو اورد ( حال کنید اطلاعاتی کار کردن مارو ) ... لو رفتن خیلی اتفاق بدی بود ... بقیه که فهمیدن دیگه تنها نیستن شروع کردن وت خریدن ... و از همه مهم تر مولتی ساختن :wcsmiley:... رفت رو سید روز انتخابات ... رای کروات ها دو برابر حزبی بود که داشتن ... کلا دو برابر ما !
این کلا جریان بود ، ولی چیزای باحالش ایناس : ;);-))
اسم گروه خودمون ... اول بگم که هماهنگیا رو 5 نفر میکردن ... من ، حسام ( لرد آو الموت الان که شهید راه حقه ، همون عملیاته ) محسنعلی ، پویا ، محمد ماسکتیر ...
ما هرشب سر ساعت 11 شب جمع میشدیم ( یادمه اون موقعه این فیلم مسخره رو پخش میکرد که یه پسر سوسول اهوازی توش بود ... که آخر فیلم به دادش رسید :yes:و هندی بازی ... حالم از اون فیلم بهم میخوره ) بحث میکردیم . یه شب بحث شد که اسم بزاریم رو خودمون ... یکی میگفت سربزان گمنام کوروش ;-))... یکی لااوبلی های خیابان :loudlaff:... یکی .... هیچ اسمی انتخاب نکردیم تا آخر کار .. که حسام و پویا بن شدن منم رفتم ... اسمش رو گذاشتیم بی فایو ... بروکن فایو ... خیلی با اسمش حال میکنم :cool:... دقیقا اون چیزی بود که دنبالش میگشتیم /m\
چه حالی داد پریود کردن سوئدیه ! :gigglesmile:پویا رو فرستادم جاسوسی تو حزبشون .:gun:..باهاش چت کردم ، گفتم بیگ برادر حال میده نگا میکنی ؟؟؟ طرف کف بر شد ... مردک ** (خر) نفهمید خسرو ( اسم پروفایل پوریا ) تو فرومشون چی میکنه ... بازم میگم برید حال کنید کار اطلاعاتی رو ... تازه زمانی که جز به جزء فعالیت هات ( مثل پرواز کردن ، کار پیدا کردن ) رو تو صفحه ی اصلیت میزد ... :wassat:
دروغ هایی که من میگفتم سوژه بود :d... چون من مجبور بودم مقاله بدم و خلاصه تو چشم باشم ، فهمیده بودن ایرانیم ... منم حواسم بود ... اول رفتم مجارستان ... تو یه حزب عضو شدم یکم موندم بعد جم کردم اومدم آفریقا ... گفتم من یه مجاری هستم که تاریخ خاورمیانه:tantrumsmiley: میخونم و واسه همین رفتم ایران ...
شب انتخابات که دیدیم اسیر مولتی آرایی خطرناک کروات ها شدیم :sigh:، پویا زد به سیم آخر ... گفت امین من دیگه نمی تونم تحمل کنم ... شروع کردن مولتی ساختن ... .... جوری شد که 40 تایی ساخت تو 2-3 ساعت ... مشکل سوژه یی که بعدش ایجاد شد ، این بود که آقا عصاب نداشت ، از هرکی خوشش نمی اومد به اسم اون مولتی میساخت که اسم یکیشون رو گذاشته بود حجت دستمال :246:... حجت بچه ی خوبی بود ... 11 سالش بود ولی تو نت بود میچرخید ... حجت که مولتیه رو دیده بود شروع کرد فحش دادن که آخه چه کار من بدبخت دارین ... پویا هم بعدا عذر خواهی کرد ....
محسنعلی هم منو دیونه کرده بود ... نمی دونم مشکل از من بود یا اون ... اومد بم گفت امین ، یه یارویی اسم فلانی ... سربازه ، هرچی تو بگی عمل میکنه ... گفتم یعنی چی ؟ اگه مولتیت بگو ؟ نه سربازه ... منم هم که تشنه ی وت مثل خر میرفتم به یارو مسیج میدادم " پیلیز .... " آخرش هم یارو وت نداد... محسنم هیچ وقت دم نداد که منو خر کرده !؟ خودش خر شده ؟؟؟ یا جفتش ...:gaah:
فک کنم اون موقع مجلسیا ریساین نداشتن ... تو بتا ... استیضاح هم فک کنم اوضاش داغون بود ( یا نبود یا خیلی بعید بود ) اگه من میشدم رئیس جمهور باید یه ماه اونجا میموندم ... اصلا قرار این بود که 5 تا مجلسی هم که از حزب میرن واسه مجلس 5 تا مولتی باشن که کسی آفریقا نمونه ... وقتی دیدم ساعت آخر گیم او ور شدیم گفتم برم یه کشور دیگه یعنی کلا ریساین کنم از همه چی ... زدم به دریا ... رفتم سوئد ... بعد دوباره برگشتم ... من حواسم نبود که اگه من برم یکی دیگه میاد بالا :119:... محسن علی بدبخت اومد بالا :laugh:... تا یه ماه آقا نشسته بود تو مجلس آفریقا ، به ما فحش میداد ...
فکر میکنم اولین عملیا کودتایی ایرانیای ارپابلیک بود ... اون موقع امام بلاش شاگردیه مارو میکرد ... میومد تو بحثامون میپیچوندمیش... محسنعلی میگوفت من به این یارو مشکوکم ... بعدش که امام زد تو کاره مافیا رو مقبره اش هنوز تو نروژ هست ... :y:
یه بار اون یارو که ما رو لو داد اومد گفت که میخواد رئیس جمهور شه ... منو ، حسام دیگه آمپر چسبوندیم ... من که خون جلو چشمام رو گرفته بود ... اگه ببینمش تیکه پارش میکنم ... برعکس کرواتها ... بیچاره ها اون موقع کشور نداشتن ( الان در حا حاضر ندارن ) ... زوکی اون موقع رهبرشون بود ... نمیدونم اون به ملتش پشت کرد یا ملتش به اون پشت کردن !؟ زوکی اومد تو پیس و از عالی رتبه های پیس شد ... الان باهاش رفیقم ... :clap:
دیگه فک کنم یکم طولانی شد ... اینم بگم از همه ی کسایی که تو اون عملیات بودن یعنی بودیم ، تشکر میکنم ... شهدا همواره زنده اند و نزد ادمین خود روزی داده میشوند .. کپی رایت عمو گلدی 2008 – 2010 :30up:
اول بگم چی شد که تصمیم گرفتم این خاطره رو بنویسم ... پاسی از نیمه شب گذشته بود که یکی از بچه های فروم به من گفت که میخواد با اولین پرواز بیاد اهواز و خلاصه نفله مون کنه ! :t5:وقتی بهش گفتم ، به کدامین گناه :4ya:، تو یه جواب گفت آفریقا :hexer:... اون موقعه بوود که همه ی خاطرات 2 سال پیش برام زنده شد :hehe:... فک کنم آگوست 2008 بود که دیدم رئیس جمهور آفریقا با 8 تا وت اومده بالا ... اون زمان حداقلش 60-80 نرمال بود ... بگم که مقاله تون به 1 وت تاپ ریت میشد ... ما هم اونموقعه تازه اومده بودیم تو بازی ، گرم بودیم ... باید این انرژیمون رو یه جایی خالی میکردیم :84:... دیدم این آفریقا که صاحاب نداره ... یه 600 گلد بی زبون واسه چی بمونه تو خزانه اش الکی ... همینجوری الکی ، الکی 25 تایی شدیم تصمیم گرفتیم بریم آفریقا :banana:... قرار بودم من سی پی شم :yes:;-))... اگه از نظر اطلاعاتی بخوایم بررسی کنیم ، یکی از بی نقص ترین عملیات های کودتایی تاریخ ارپابلیک بود :1522::trenchcoat:... یکم که گذشت دیدیم تنها نیستیم .. یه سری سوئدی و کروات هم هستن :swear1:... ولی نمیدونستن ما هستیم ...
هی روزگار ... داریم به قسمت گریه آورش نزدیک میشیم :-j.. یه ایرانی ... حیفه ایرانی :no1:... لومون داد ... خود احمقش هم نفهمید ما چند نفریم فقط اسمه 8 نفر رو اورد ( حال کنید اطلاعاتی کار کردن مارو ) ... لو رفتن خیلی اتفاق بدی بود ... بقیه که فهمیدن دیگه تنها نیستن شروع کردن وت خریدن ... و از همه مهم تر مولتی ساختن :wcsmiley:... رفت رو سید روز انتخابات ... رای کروات ها دو برابر حزبی بود که داشتن ... کلا دو برابر ما !
این کلا جریان بود ، ولی چیزای باحالش ایناس : ;);-))
اسم گروه خودمون ... اول بگم که هماهنگیا رو 5 نفر میکردن ... من ، حسام ( لرد آو الموت الان که شهید راه حقه ، همون عملیاته ) محسنعلی ، پویا ، محمد ماسکتیر ...
ما هرشب سر ساعت 11 شب جمع میشدیم ( یادمه اون موقعه این فیلم مسخره رو پخش میکرد که یه پسر سوسول اهوازی توش بود ... که آخر فیلم به دادش رسید :yes:و هندی بازی ... حالم از اون فیلم بهم میخوره ) بحث میکردیم . یه شب بحث شد که اسم بزاریم رو خودمون ... یکی میگفت سربزان گمنام کوروش ;-))... یکی لااوبلی های خیابان :loudlaff:... یکی .... هیچ اسمی انتخاب نکردیم تا آخر کار .. که حسام و پویا بن شدن منم رفتم ... اسمش رو گذاشتیم بی فایو ... بروکن فایو ... خیلی با اسمش حال میکنم :cool:... دقیقا اون چیزی بود که دنبالش میگشتیم /m\
چه حالی داد پریود کردن سوئدیه ! :gigglesmile:پویا رو فرستادم جاسوسی تو حزبشون .:gun:..باهاش چت کردم ، گفتم بیگ برادر حال میده نگا میکنی ؟؟؟ طرف کف بر شد ... مردک ** (خر) نفهمید خسرو ( اسم پروفایل پوریا ) تو فرومشون چی میکنه ... بازم میگم برید حال کنید کار اطلاعاتی رو ... تازه زمانی که جز به جزء فعالیت هات ( مثل پرواز کردن ، کار پیدا کردن ) رو تو صفحه ی اصلیت میزد ... :wassat:
دروغ هایی که من میگفتم سوژه بود :d... چون من مجبور بودم مقاله بدم و خلاصه تو چشم باشم ، فهمیده بودن ایرانیم ... منم حواسم بود ... اول رفتم مجارستان ... تو یه حزب عضو شدم یکم موندم بعد جم کردم اومدم آفریقا ... گفتم من یه مجاری هستم که تاریخ خاورمیانه:tantrumsmiley: میخونم و واسه همین رفتم ایران ...
شب انتخابات که دیدیم اسیر مولتی آرایی خطرناک کروات ها شدیم :sigh:، پویا زد به سیم آخر ... گفت امین من دیگه نمی تونم تحمل کنم ... شروع کردن مولتی ساختن ... .... جوری شد که 40 تایی ساخت تو 2-3 ساعت ... مشکل سوژه یی که بعدش ایجاد شد ، این بود که آقا عصاب نداشت ، از هرکی خوشش نمی اومد به اسم اون مولتی میساخت که اسم یکیشون رو گذاشته بود حجت دستمال :246:... حجت بچه ی خوبی بود ... 11 سالش بود ولی تو نت بود میچرخید ... حجت که مولتیه رو دیده بود شروع کرد فحش دادن که آخه چه کار من بدبخت دارین ... پویا هم بعدا عذر خواهی کرد ....
محسنعلی هم منو دیونه کرده بود ... نمی دونم مشکل از من بود یا اون ... اومد بم گفت امین ، یه یارویی اسم فلانی ... سربازه ، هرچی تو بگی عمل میکنه ... گفتم یعنی چی ؟ اگه مولتیت بگو ؟ نه سربازه ... منم هم که تشنه ی وت مثل خر میرفتم به یارو مسیج میدادم " پیلیز .... " آخرش هم یارو وت نداد... محسنم هیچ وقت دم نداد که منو خر کرده !؟ خودش خر شده ؟؟؟ یا جفتش ...:gaah:
فک کنم اون موقع مجلسیا ریساین نداشتن ... تو بتا ... استیضاح هم فک کنم اوضاش داغون بود ( یا نبود یا خیلی بعید بود ) اگه من میشدم رئیس جمهور باید یه ماه اونجا میموندم ... اصلا قرار این بود که 5 تا مجلسی هم که از حزب میرن واسه مجلس 5 تا مولتی باشن که کسی آفریقا نمونه ... وقتی دیدم ساعت آخر گیم او ور شدیم گفتم برم یه کشور دیگه یعنی کلا ریساین کنم از همه چی ... زدم به دریا ... رفتم سوئد ... بعد دوباره برگشتم ... من حواسم نبود که اگه من برم یکی دیگه میاد بالا :119:... محسن علی بدبخت اومد بالا :laugh:... تا یه ماه آقا نشسته بود تو مجلس آفریقا ، به ما فحش میداد ...
فکر میکنم اولین عملیا کودتایی ایرانیای ارپابلیک بود ... اون موقع امام بلاش شاگردیه مارو میکرد ... میومد تو بحثامون میپیچوندمیش... محسنعلی میگوفت من به این یارو مشکوکم ... بعدش که امام زد تو کاره مافیا رو مقبره اش هنوز تو نروژ هست ... :y:
یه بار اون یارو که ما رو لو داد اومد گفت که میخواد رئیس جمهور شه ... منو ، حسام دیگه آمپر چسبوندیم ... من که خون جلو چشمام رو گرفته بود ... اگه ببینمش تیکه پارش میکنم ... برعکس کرواتها ... بیچاره ها اون موقع کشور نداشتن ( الان در حا حاضر ندارن ) ... زوکی اون موقع رهبرشون بود ... نمیدونم اون به ملتش پشت کرد یا ملتش به اون پشت کردن !؟ زوکی اومد تو پیس و از عالی رتبه های پیس شد ... الان باهاش رفیقم ... :clap:
دیگه فک کنم یکم طولانی شد ... اینم بگم از همه ی کسایی که تو اون عملیات بودن یعنی بودیم ، تشکر میکنم ... شهدا همواره زنده اند و نزد ادمین خود روزی داده میشوند .. کپی رایت عمو گلدی 2008 – 2010 :30up: